در صورتی که عکس، خاطره و یا اطلاعاتی درباره شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید
شهید حسین قاسمیان کذابی
نــام :
حسین
نـام خـانوادگـی :
قاسمیان کذابی
نـام پـدر :
محمدعلی
تـاریخ تـولـد :
1334/11/07
مـحل تـولـد :
قم
سـن :
22 سـال
دیـن و مـذهب :
اسلام شیعه
اطـلاعات بـیشتر
وضـعیت تاهل :
مجرد
شـغل :
نانوا
مـلّیـت :
ایرانی
دسـته اعـزامـی :
اطـلاعاتی مـوجود نـیست
مسئولیت نظـامی :
اطـلاعاتی مـوجود نـیست
درجـه نظـامی :
اطـلاعاتی مـوجود نـیست
تـحصیـلات :
دوم راهنمائي
بـیوگـرافـی
وصـیت نـامه
شـرح شـهادت

حسین
در خانواده کارگر و مذهبی در سال ۱۳۳۴ به دنیا آمد. پدرش با وجود مشغله
کاری، در امر مبارزه با رژیم شاه بسیار فعال بود. حسین در چنین خانواده ای
پرورش پیدا کرد وظیفه خود را مبارزه با رژیم شاه و حمایت از امام خمینی می
دانست. نسبت به امور دینی بسیار مقید بود و تکالیف دینی خود را به نحو احسن
انجام می داد. حسین پرورش یافته از مکتب اسلام بود. پس از پایان تحصیلات
ابتدائی به کار در نانوایی پرداخت تا بتواند کمک خرجی برای خانواده خود
باشد.

در دی ماه ۱۳۵۶ حسین بیش از پیش وارد میدان مبارزه شد و دوشادوش پدر در این راه مقدس قدم بر می داشت.

عشق به امام خمینی در دلها به ثمر نشسته و دلها را یکرنگ و متحد کرده بود.

شهر
قم ملتهب بود و مردم انقلابی قم آماده برگزاری چهلم شهدای تبریز بودند.
اما همه می دانستند که این مراسم چیزی بیش از یک ختم است و اعتراضی است
علنی و آشکار به عمق فجایع رژیم سفاک شاهنشاهی. رژیم نیز با سربازانی مسلح
آماده مقابله بود. آماده سرکوب مردمی که سلاحشان فریاد خشم و نفرت بود.

پدر
حسن به علت پیشامد کاری به یزد سفر کرده بود. در شب ۱۹ دی حسین و برادرش
برای شرکت در مراسم روضه به مسجد حاج غضنفر خاکفرج رفته بودند. آنجا قرار
فردا گذاشته شد. روحانیت دستور داده بود تا مردم به نشانه اعتراض راهپیمایی
کنند. روز ۱۹ دی مردم در منزل آیت الله طباطبایی تجمع کردند و آیت الله
یزدی سخنرانی کردند و قرار شد در ساعت ۵/۳ بعدازظهر در چهار راه بیمارستان
تجمع کنند. برادر حسین از آن روز چنین می گوید: ساعت ۵/۳ به سمت چهار راه
بیمارستان حرکت کردیم. خیل جمعیت به سمت روان بود، من زودتر از حسن راه
افتادم. ۱۵۰ متر مانده به چهار راه، دیدم نیروهای شهربانی در حالت آماده
باش ایستاده اند و هر لحظه احتمال شروع درگیری وجود دارد، به سمت یکی از
کوچه های فرعی رفتم، اما مردم جلوتر رفتند و نیروهای شهربانی به روی آنها
آتش گشودند، مردم به کوچه های فرعی فرار کردند و حسین به سمت پل حجتیه می
رود و آنجا هدف گلوله قرار می گیرد. ۳ گلوله به گلوی او اصابت می کند و در
همانجا به شهادت می رسد.

کسی
از آشنایان خبر را برای ما آورد. آن روز شهدا را به بیمارستان کامکار
بردند، و خانواده حسین از طریق دکتر فاطمی توانستند از وجود پیکر او در
بیمارستان اطمینان حاصل کنند تا اینکه اجساد شهدای آن روز را به تهران
منتقل کردند، با تلاش و پیگیری فراوان خانواده داغ دیده حسین توانستند پیکر
فرزند غیور خود را پیدا کنند، شهربانی پس از پیگیری آشنایان خانواده تنها
اجازه داد از محل دفن با خبر شوند و قبر را خریداری کنند. پیکر وی را در
بهشت زهرای تهران در مظلومیت و سکوت غریبی که در فضا حاکم بود به خاک
سپردند، چون به خانواده حتی اجازه گریه و سوگواری داده نشده بود.

پدرش
از سال ۱۳۴۲ جزو مبارزین فعال بر علیه رژیم مستبد طاغوت بود و حسین با رشد
کردن در چنین خانواده ای از ابتدا طعم مبارزه را چشیده بود و آگاهانه پا
در این راه عظیم و پر اجر گذاشت.

برادر
حسن می گوید: او به دنبال شور و هیجان و یا حتی به علت احساسات مذهبی نبود
که به این مسیر قدم گذاشت، حسین آگاهانه برای دفاع از تمامیت اسلام و
حمایت از امام خمینی و اعتراض به فساد و ظلم و تبعیض حاکم بر کشور که آن را
با پوست و خون خود احساس می کرد مبارزه کرد و در این راه به سعادت ابدی که
شهادت بود رسید.

اطـلاعات بـیشتر
جـزئیات شـهادت
تـاریخ شـهادت :
1356/10/19
کـشور شـهادت :
ایران
مـحل شـهادت :
قم
عـملیـات :
اطـلاعاتی مـوجود نـیست
نـحوه شـهادت :
توسط رژیم طاغوت
اطـلاعات مـزار
مـحل مـزار :
بهشت زهرا(س)
وضـعیت پـیکر :
مـشـخـص
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
15
ردیـف :
71
شـماره :
3
تـصویر مـزار
gol
اسـناد و مـدارک
خـاطـرات
کـتابخـانه
فـضای مجازی
مـحتوایـی مـوجود نـیست
مـحتوایـی مـوجود نـیست
درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید
ابتدا دسته بندی محتوای ارسالی خود را مشخص نمایید
-->
گـزارش خـطای اطـلاعات
اگر تناقضی در مشخصات درج شده و مشخصات شهید وجود دارد ما را مطلع کنید